سنتهاي واقعگرايي (ضد نامگرايي) بيان ميكرد. او در تأكيدش بر رفتار، يعني بر ((زندگي خوب)) بهجاي موشكافيهاي كلامي، خيلي شبيه به برادران زندگي مشترك هلند بود؛ از سوي ديگر، مخالفتش با زشتيهاي زندگي كشيشي و رهباني حاكي از شباهتش با ويكليف بود.
دفاعش از بهكار بردن زبان بومي (چك) بهجاي لاتيني در اجراي مراسم ديني به دفاع ويكليف از زبان انگليسي و زربولت از هلندي شباهت داشت. وجود اين فعاليتهاي همگراي اصلاحي در سه كشور جالب است؛ بعداً، اين تلاشها بهخاطر تفاوت وضع ملي اين كشورها وضع متفاوتي پيدا ميكند. ويكليف موجب اصلاح ديني در خارج از حيطهٴ كليساي ملي انگلستان ميشود؛ برادران زندگي مشترك به كليساي كاتوليك وفادار ميمانند، هرچند گاه از ميانشان كساني چون اِراسم پديد ميآيد؛ اِشتيْتني موجب پيدايش شخصيتي چون يان هوس شهيد و مصايب بيشمار در پي آن ميگردد. بهعبارتي، يان هوس فرزند خلف سدهٴ چهاردهم بود، چون در آغاز سدهٴ پانزدهم، بيست و هفت سال داشت. پس از آن، يعني در حدود 1410 بود، كه كاملاً تحت تأثير مستقيم ويكليف قرار گرفت. يان هوس در سال 1415 محكوم شد به اينكه در كنستانس سوزانده شود. در اين اثنا، فرزند ديگر سدهٴ چهاردهم، يعني واوْرينِك برِزُوايي بهحد رشد رسيده بود. واوْرينِك (يا لورنتيوس) در سال 1365 زاده شد و چندان زيست تا بتواند
تاريخ جنگهاي هوسيان (1414 ـ 1422) را بنويسد. ممكن است او خوابنامهاش (به چِك) را پيش از سدهٴ پانزدهم نوشته باشد، چون آن را به وِنِكسلاس چهارم (شاه بوهميا 1378 ـ 1419) اهدا كرده است.
ب. مسيحيت شرقي
اين گزارش به دو ملت اختصاص دارد، بيزانسيان و ارمنيان و در هر مورد ناچاريم دو گروه را جداگانه بررسي كنيم، گروه ملي يا ارتدكس و گروه كاتوليك يا لاتيني.
1.بيزانس. علماي ديني مهم ارتدكس عبارت بودند از يوآنس قبرسي، موٴلف رسالهاي مفصل در باب اصول دين و نيكولايوس كاباسيلاس، كه تعبيراتي عرفاني دربارهٴ زندگي مسيحي و مناجاتهايي نوشت. هرجا كه گرايشهاي عرفاني نيرومند باشد، و بيشك اين گرايشها در ميان هسيكاستيان نيرومند بود، علماي ديني مراقب ميشوند تا مبادا افراد پرشور1 سربلند كنند، از عبادات چشم بپوشند، يا حتي مخالفخواني كنند. كار كاباسيلاس آشتي دادن كشف و شهود عرفاني با سنّتهاي ديني بود. از سوي ديگر، ايساك آرگيروس رسالاتي برضد هسيكاستيان نوشت. درمورد اعتقاد ديني او جاي ترديد نيست، جز اينكه شاگرد نيكهفوروس گريگوراس بود و مانند او منجم؛ وي از زيادهرويهاي عرفاني و غرور سيريناپذيري كه در زير خرقهٴ فروتني